سفارش تبلیغ
صبا

86/10/28
2:37 عصر

حقیقت بر بالای نی و سوار بر صلیب

به قلم: حمید کارگر ، در دسته: اندیشه، حرف دل، مذهب

حقیقت بر بالای نی و سوار بر صلیب

فیلم "انجیل به روایت متی" ساخته پازولینی را دیدم که حکایت عیسای ناصری بود و آنچه بر او رفت. ذهنم با مسیح (ع) گره خورده بود و سر و دل در شیفتگی حسین (ع) داشتم. در اندیشه بودم که این دو چقدر به هم شبیهند. یکی را "پسر خدا" لقب داده اند و دیگری را "خون خدا" و "پسر خون خدا". یکی حقیقت را بر بالای صلیب فریاد می کرد و دیگری بر بلندای نی. یکی از کناره بحر احمر ندای حق سر داد و دیگری بر کنار شریعه فرات.
هر دو از نسل "آدم" بودند که همچون نیای خویش، سیب را با ولع گاز زدند تا از بهشت "بی دردی" که در آن جویهای شیر و عسل روان است و فردوسیان در سایه گاه های خنک بر سریرها تکیه می زنند، حوریان زیباروی سیمین بدن در برمی گیرند و در نعمانی جاودان زندگی (!) می کنند، بگریزند. گریزان بودند از "بودن بی درد" و همسازی با شیطان که آن را ذلت و شکنجه می دانستند.
مسیح و حسین هر دو تازیانه دیدند و خونین بدن شدند. هر دو در برابر رنجها و شکنجه ها پایداری و بردباری تحسین برانگیزی داشتند.
تاریخ از پس قرنها هنوز از شرح درد و رنجی که بر آن دو رفته است نوحه خوان است و آنها سربلند و سرفراز نام خود را جاودان ساختند. در برابر هر دوی آنها حاکمان وقت و غاصبان مسند قدرت دینی و سیاسی، خصمانه و خشن جبهه گرفتند. کاهنان و سردمداران مذهب یهود و فرمانروایان امپراتوری روم، عیسی را برنمی تافتند و والیان و امرای اموی و فتوادهندگانی که خروج علیه خلیفه موروثی را دلیل مهدورالدم بودن حسین می دانستند، پسر پیامبر را زنده نمی خواستند.
در زمانه هر دوی آنها دروغ جولان می داد و ریاکاری بازار گرمی داشت. جیره خواران در کار شست و شوی مغزی مردم بودند و ظلم ظالمان، جهل جاهلان و کفر کافران تجسم داشت. طبیعی است که در جایی که دروغ آنی فروگذار نمی کند و نبض بودن در مفهوم ریا می کوبد و نفاق در وسط معرکه ایستاده و یک نفس در بوق می دمد و بر دهلش می کوبد، صدا به صدا نمی رسد. در چنین هیاهویی، صداقت و حقیقت در بی خبری، جنجال و هوچی گری غرق است.
در این گونه شرایطی، عافیت طلبان تسبیح به دست سر به گوشه های امن می سپرند و مقدسهای سر به زیر، در هاله ای از رهبانیت فرو می روند. خواه حواری عیسی باشند که در یک شب سه بار انکارش کردند و خواه صحابه رسول و وصی او که حقانیت ابن رسول را منکر شدند و تنهایش گذاشتند.
مسیح و حسین هر دو باور داشتند که وقتی چرخ قرار است پس از آنها بچرخد، باید دلیلی برای خوب چرخیدن تقدیمش کنند و چنین کردند و من متحیرم آنهایی که چراغ نمی بینند، به چراغ چه بینند؟
این دو هدیه خدا بر زمینیان بسیار به هم شبیهند اما... حسین را سوز دیگری است. اگر عیسی خود به تنهایی پذیرای تاج خار شد، اگر عیسی چند حواری همراه داشت، اگر عیسی ... ولی حسین را خانواده اش همراهی می کردند. دور و بر حسین پر بود از زنان و کودکان و در برابرش سپاه انبوهی از پاسداران نظام سفیانی. ناسزاگویان ناشسته رویی در برابر حسین بودند که در نامردی و شقاوت در تاریخ مثل شدند.
حسین قربانی شدن عزیزانش را یک به یک دید. حسین در قربانگاه، حقیقت را با پوست و گوشت و استخوان ممهور کرد. حسین برای انسانیت گواهانی از عزیزترین ها رو کرد: این خون کودک شش ماهه ام، این بدن قطعه قطعه شده برادرم، این دهان فروکوفته موذنم، این...
هنوز صدای حسین در تاریخ طنین دارد که: هل من ناصر ینصرنی؟!