سفارش تبلیغ
صبا

93/1/29
7:38 صبح

من چنانم که نمودم...

به قلم: حمید کارگر ، در دسته:

من چنانم که نمودم...
چهارمین شماره "طره" نیز در وانفسای گرانی کاغذ و نشر و با همه دشواری های ماندن در این مسیر منتشر شد و این بار موضوعی را به خوانندگان خود تقدیم کرد که پیشینه آن در حوزه نشر خالی بود.
آنان که تابلوبافی را پدیده ای نامبارک می پندارند پیش از این چشم بر رشد و رواجش بسته بودند و ترجیح می دادند آن را نبینند و آنان که دل در گرو این پدیده دارند و محاسنش را بر می شمرند، برای تبیین و تثبیت این محاسن دست به قلم و نشر نبرده بودند. اگرچه اظهار نظرها و یا برخی یادداشت های پراکنده در این باره را می شد در این سو و آن سو یافت اما تا پیش از طره چهارم مکتوبی مدون –چه موافق و چه مخالف- درباره تابلوفرش پدید نیامده بود.
نیک می دانستیم ورود به محدوده ای که هم موافقان سرسخت دارد و هم مخالفان پرشمار، دشواری های خاص خود را دارد اما وظیفه می دانستیم که به سهم خود آغازگری باشیم برای بررسی پدیده ای که به هر حال یک واقعیت رو به فزونی در هنر- صنعت فرش دستباف ایران است و به جای حذف یا چشم بستن بر آن باید مسیر اصلاح را پیمود.
با توافق بر سر موضوع پرونده شماره چهارم، فراخوان برای دریافت جستارها و مقاله های پژوهشگران و علاقه مندان از آغاز مهرماه افزون بر انتشار در سومین طره، روی تارنمای طره نیز انتشار یافت و همکارانم به این اعلام عمومی اکتفا نکردند و از بسیاری از چهره های اهل قلم در حوزه دستبافته ها نیز خواستند تا در این باره دست به قلم شوند.
از دیگر سو، فرصت برپایی بیست و دومین نمایشگاه فرش دستباف ایران نیز در همان آغازین روزهای مهرماه امسال مغتنم بود تا در شرایطی که جامعه فرش در پایتخت گرد هم می آیند، جای خالی برنامه های جنبی چنین نمایشگاهی با تشکیل میزگردی پر شود و طره نیز این فرصت را از کف نداد و در زمانی محدود که مجال را برای مطالعه قبلی و یا اطلاع رسانی گسترده می بست، کوشید تا دو چهره منتقد نسبت به تابلوفرش و دو چهره مدافع را بر سر یک میز به گپ و گفت فرابخواند و البته برخی دیگر از دوستان نیز در آخرین دقایق دعوت طره را لبیک گفتند و مهمان این گفت و گو شدند که سپاسگزار همه آنانیم.
در آن میزگرد تاکید کردیم که این تنها یک شروع است و قرار نیست آخرین گپ و گفت در این باره باشد و در گامی دیگر برای جامعیت بخشیدن به پرونده، راهی سردرود شدیم تا ضمن تهیه گزارشی میدانی، مستقیم و بی واسطه انتقادهایی که منتقدان به تابلوبافی وارد می کنند را مطرح کنیم و پاسخ بجوییم.
حاصل فراخوانی سه ماهه برای دریافت مقاله و مطلب درباره تابلوفرش و اصرار و ابرام کلک داران طره به اهل قلم در این حوزه، همه آن چیزی بود که در چهارمین طره درج شده است و به دیگر سخن کسی نمی تواند مدعی باشد مطلبی را درباره تابلوبافی به طره رسانده است و منتشر نشده است.
طره چهارم با چنین داستانی انتشار یافت و بی درنگ با واکنش مدافعان تابلوبافی به ویژه در فضای مجازی رو به رو شد که طره را به تیغ نقد نواختند و گاه به جای آن که جانب اعتدال رعایت کنند، نقد را به ناسزا نیز آمیختند. همین جا لازم می دانم از دوستان و همکارانم در طره که صبورانه برخی نقدهای نامنصفانه را تحمل کردند و صبورانه لب فرو بستند سپاسگزاری کنم.

طره 4

و اما چند نکته گذرا درباره برخی نقدهای وارده:
1. چنان که در میزگرد "بی پرده درباره تابلوفرش" گفتیم و پس 
از آن نیز در گفت و گوهای تلفنی و حضوری به منتقدان عرض شد، این یک شروع است و قرار نیست پرونده این موضوع برای همیشه بسته شود. طره همچنان پذیرای نوشتار و مقاله های دیگری در این باره خواهد بود و چه بسا میزگردها و گپ و گفت های دیگری را نیز درباره این پدیده سامان دهد.
از این رو همه دغدغه داران در این حوزه را -چه موافق و چه مخالف- باز هم به گفتن و نوشتن در این باره فرامی خوانیم.
2. چنان که گفته شد حذف و سانسوری در انتشار مطالب طره در میان نبوده است و این ماحصل همه آن چیزی است که به دست اهالی طره رسیده بوده است. هرچند که نقش برخی طنازی های ژورنالیستی را در ویرایش و تنظیم مطالب از یاد نمی بریم، اما این به معنای تعمدی در جهت بخشیدن به ذهن خوانندگان نبوده که اگر چنین قصدی در کار بود اصلاً مجالی برای سخنان مدافعانه از تابلوفرش فراهم نمی شد.
3. چشم بستن بر مطالب ایجابی و یا اصلاحی درباره پدیده تابلوبافی در این شماره از طره ناصواب است و انصاف حکم می کند که فقط به خرده گیری ها در این باره چشم ندوزیم. در این پرونده همچنان که به ضعف ها و کاستی های تابلوبافی اشاره شده است، از محاسن آن نیز سخن به میان آمده است.
شاید ذکر این نمونه خالی از لطف نباشد که یکی از نامداران فرش کشور که خود صاحب چند تألیف و پژوهش است با خواندن این شماره از طره نه تنها نگاهی منفی نیافته بود بلکه می گفت: "من شیفته آن شده ام که سفری به سردرود داشته باشم. شهری که بیکاری ندارد حتماً جرم و فساد هم در آن در حداقل ممکن است و خود می تواند دستمایه پژوهش های جامعه شناسی باشد. این می تواند از برکات تابلوفرش باشد".
4. بر این گمانم که نقد، تعریف دارد و حرمت نیز. کاش دوستان پیش از قضاوت یک سویه، همراه با نیت خوانی و بدون شناخت از کلک داران طره که منجر به نگارش واژگان و جملاتی دور از ادب و انصاف شده است، حرمت نگاه می داشتند، مطالب را به تمامی و بدون نگاه جانبدارانه می خواندند و دوستان مرا به بی سوادی و عناد و غرض ورزی متهم نمی کردند. بر این باورم که اگر منتقدان آنچه در طره مکتوب شده است را به درستی و کمال می خواندند، پاسخ بسیاری از خرده گیری های خود را می یافتند.
5. در دنیای هنر پذیرفته شده است که منتقد یک اثر هنری لزوماً نباید خود هنرمند و آفرینشگر آن باشد. نقد هنری امروز عین امر هنری به شمار می آید و منتقد هنرشناسی است که ممکن است خود دست به خلق هنری نزند. به بیان دیگر حتی اگر کلک داران طره خود دستی در کار تولید تابلوفرش نداشته باشند و به تعبیر منتقدان چند دانشجوی بی دانش و بی تجربه باشند (!) هم تغییری در ماهیت مطالب ایجاد نمی کند حال آن که چنین نیست و همکارانم صاحب دانش و تجربه اند.
6. بر آن نیستم تا به تک تک تهمت ها و افتراهای ناروایی که در فضای مجازی بر اهالی طره رفته است پاسخ بگویم اما به جرأت می گویم که طره نه قصد تحمیل عقیده داشته است و نه باوری به سانسور دارد. فایل های صوتی گفت و گوها همگی موجودند و من به عنوان مدیرمسوول طره اگرچه ممکن است با گفته ها و نوشته ها و آرای نویسندگان موافق نباشم، مسوولیت هر آنچه در این پرونده آمده است را برعهده دارم. همچنان پذیرای نقدهای منصفانه خوانندگان طره هستیم و صفحات طره نیز همچنان در انتظار مطالب و جستارهای موافق و مخالف تابلوبافی و دیگر حوزه های مرتبط با هنر- صنعت فرش دستباف ایران است.
با ادای احترام به همه کسانی که دل نگران تابلوبافی هستند و دغدغه حمایت و حراست از آن و تعالی و بهبودش را دارند، مشتاق آثار و نوشته هایشان هستیم.
هرچند گفتنی ها بسیار است اما گمان می کنم تا همین جا هم حجت تمام است. این گوی و این میدان.
آنان که تابلوبافی را پدیده ای نامبارک می پندارند پیش از این چشم بر رشد و رواجش بسته بودند و ترجیح می دادند آن را نبینند و آنان که دل در گرو این پدیده دارند و محاسنش را بر می شمرند، برای تبیین و تثبیت این محاسن دست به قلم و نشر نبرده بودند. اگرچه اظهار نظرها و یا برخی یادداشت های پراکنده در این باره را می شد در این سو و آن سو یافت اما تا پیش از طره چهارم مکتوبی مدون –چه موافق و چه مخالف- درباره تابلوفرش پدید نیامده بود.
نیک می دانستیم ورود به محدوده ای که هم موافقان سرسخت دارد و هم مخالفان پرشمار، دشواری های خاص خود را دارد اما وظیفه می دانستیم که به سهم خود آغازگری باشیم برای بررسی پدیده ای که به هر حال یک واقعیت رو به فزونی در هنر- صنعت فرش دستباف ایران است و به جای حذف یا چشم بستن بر آن باید مسیر اصلاح را پیمود.
با توافق بر سر موضوع پرونده شماره چهارم، فراخوان برای دریافت جستارها و مقاله های پژوهشگران و علاقه مندان از آغاز مهرماه افزون بر انتشار در سومین طره، روی تارنمای طره نیز انتشار یافت و همکارانم به این اعلام عمومی اکتفا نکردند و از بسیاری از چهره های اهل قلم در حوزه دستبافته ها نیز خواستند تا در این باره دست به قلم شوند.
از دیگر سو، فرصت برپایی بیست و دومین نمایشگاه فرش دستباف ایران نیز در همان آغازین روزهای مهرماه امسال مغتنم بود تا در شرایطی که جامعه فرش در پایتخت گرد هم می آیند، جای خالی برنامه های جنبی چنین نمایشگاهی با تشکیل میزگردی پر شود و طره نیز این فرصت را از کف نداد و در زمانی محدود که مجال را برای مطالعه قبلی و یا اطلاع رسانی گسترده می بست، کوشید تا دو چهره منتقد نسبت به تابلوفرش و دو چهره مدافع را بر سر یک میز به گپ و گفت فرابخواند و البته برخی دیگر از دوستان نیز در آخرین دقایق دعوت طره را لبیک گفتند و مهمان این گفت و گو شدند که سپاسگزار همه آنانیم.
در آن میزگرد تاکید کردیم که این تنها یک شروع است و قرار نیست آخرین گپ و گفت در این باره باشد و در گامی دیگر برای جامعیت بخشیدن به پرونده، راهی سردرود شدیم تا ضمن تهیه گزارشی میدانی، مستقیم و بی واسطه انتقادهایی که منتقدان به تابلوبافی وارد می کنند را مطرح کنیم و پاسخ بجوییم.
حاصل فراخوانی سه ماهه برای دریافت مقاله و مطلب درباره تابلوفرش و اصرار و ابرام کلک داران طره به اهل قلم در این حوزه، همه آن چیزی بود که در چهارمین طره درج شده است و به دیگر سخن کسی نمی تواند مدعی باشد مطلبی را درباره تابلوبافی به طره رسانده است و منتشر نشده است.
طره چهارم با چنین داستانی انتشار یافت و بی درنگ با واکنش مدافعان تابلوبافی به ویژه در فضای مجازی رو به رو شد که طره را به تیغ نقد نواختند و گاه به جای آن که جانب اعتدال رعایت کنند، نقد را به ناسزا نیز آمیختند. همین جا لازم می دانم از دوستان و همکارانم در طره که صبورانه برخی نقدهای نامنصفانه را تحمل کردند و صبورانه لب فرو بستند سپاسگزاری کنم.
و اما چند نکته گذرا درباره برخی نقدهای وارده:
1. چنان که در میزگرد "بی پرده درباره تابلوفرش" گفتیم و پس از آن نیز در گفت و گوهای تلفنی و حضوری به منتقدان عرض شد، این یک شروع است و قرار نیست پرونده این موضوع برای همیشه بسته شود. طره همچنان پذیرای نوشتار و مقاله های دیگری در این باره خواهد بود و چه بسا میزگردها و گپ و گفت های دیگری را نیز درباره این پدیده سامان دهد.
از این رو همه دغدغه داران در این حوزه را -چه موافق و چه مخالف- باز هم به گفتن و نوشتن در این باره فرامی خوانیم.
2. چنان که گفته شد حذف و سانسوری در انتشار مطالب طره در میان نبوده است و این ماحصل همه آن چیزی است که به دست اهالی طره رسیده بوده است. هرچند که نقش برخی طنازی های ژورنالیستی را در ویرایش و تنظیم مطالب از یاد نمی بریم، اما این به معنای تعمدی در جهت بخشیدن به ذهن خوانندگان نبوده که اگر چنین قصدی در کار بود اصلاً مجالی برای سخنان مدافعانه از تابلوفرش فراهم نمی شد.
3. چشم بستن بر مطالب ایجابی و یا اصلاحی درباره پدیده تابلوبافی در این شماره از طره ناصواب است و انصاف حکم می کند که فقط به خرده گیری ها در این باره چشم ندوزیم. در این پرونده همچنان که به ضعف ها و کاستی های تابلوبافی اشاره شده است، از محاسن آن نیز سخن به میان آمده است.
شاید ذکر این نمونه خالی از لطف نباشد که یکی از نامداران فرش کشور که خود صاحب چند تألیف و پژوهش است با خواندن این شماره از طره نه تنها نگاهی منفی نیافته بود بلکه می گفت: "من شیفته آن شده ام که سفری به سردرود داشته باشم. شهری که بیکاری ندارد حتماً جرم و فساد هم در آن در حداقل ممکن است و خود می تواند دستمایه پژوهش های جامعه شناسی باشد. این می تواند از برکات تابلوفرش باشد".
4. بر این گمانم که نقد، تعریف دارد و حرمت نیز. کاش دوستان پیش از قضاوت یک سویه، همراه با نیت خوانی و بدون شناخت از کلک داران طره که منجر به نگارش واژگان و جملاتی دور از ادب و انصاف شده است، حرمت نگاه می داشتند، مطالب را به تمامی و بدون نگاه جانبدارانه می خواندند و دوستان مرا به بی سوادی و عناد و غرض ورزی متهم نمی کردند. بر این باورم که اگر منتقدان آنچه در طره مکتوب شده است را به درستی و کمال می خواندند، پاسخ بسیاری از خرده گیری های خود را می یافتند.
5. در دنیای هنر پذیرفته شده است که منتقد یک اثر هنری لزوماً نباید خود هنرمند و آفرینشگر آن باشد. نقد هنری امروز عین امر هنری به شمار می آید و منتقد هنرشناسی است که ممکن است خود دست به خلق هنری نزند. به بیان دیگر حتی اگر کلک داران طره خود دستی در کار تولید تابلوفرش نداشته باشند و به تعبیر منتقدان چند دانشجوی بی دانش و بی تجربه باشند (!) هم تغییری در ماهیت مطالب ایجاد نمی کند حال آن که چنین نیست و همکارانم صاحب دانش و تجربه اند.
6. بر آن نیستم تا به تک تک تهمت ها و افتراهای ناروایی که در فضای مجازی بر اهالی طره رفته است پاسخ بگویم اما به جرأت می گویم که طره نه قصد تحمیل عقیده داشته است و نه باوری به سانسور دارد. فایل های صوتی گفت و گوها همگی موجودند و من به عنوان مدیرمسوول طره اگرچه ممکن است با گفته ها و نوشته ها و آرای نویسندگان موافق نباشم، مسوولیت هر آنچه در این پرونده آمده است را برعهده دارم. همچنان پذیرای نقدهای منصفانه خوانندگان طره هستیم و صفحات طره نیز همچنان در انتظار مطالب و جستارهای موافق و مخالف تابلوبافی و دیگر حوزه های مرتبط با هنر- صنعت فرش دستباف ایران است.
با ادای احترام به همه کسانی که دل نگران تابلوبافی هستند و دغدغه حمایت و حراست از آن و تعالی و بهبودش را دارند، مشتاق آثار و نوشته هایشان هستیم.
هرچند گفتنی ها بسیار است اما گمان می کنم تا همین جا هم حجت تمام است. این گوی و این میدان.